Menu
Menu

روش تدریس استاد عطایی

ما در این ترم قصدمون این هست تا زبان آموز رو با کاربردهای زبانی آشنا کنیم. دقت داشته باشیم که کاربردهای زبانی موقعیت هایی مثل رستوران یا فرودگاه و غیره نیستند در سیستم آموزشی آنالیزی. منظور ما از کاربردهای زبانی چیز دیگری هست که در ادامه این مقاله قصد داریم درباره روش تدریس استاد عطایی بیشتر صحبت کنیم.

سوال اصلی این هست که کاربردهای زبانی چرا باید به زبان آموز آموخته بشن و چرا در این ترم؟

معمولا در آموزش زبان انگلیسی و در کلاس های زبان، سیستم آموزشی یا استاد زبان آموز رو مجبور می کنند که به انگلیسی صحبت کنند. این کار از نظر ما اشتباه هست به چند دلیل:

۱- زبان آموزی که تازه شروع کرده به آموزش زبان چیزی نمیدونه و اکثر مطالب رو از دست میده.

این مطلب از دست دادن باعث این میشه که زبان آموز به سطوح خیلی بالا برسه ولی هنوز با ساختارها و گرامرهای مبتدی مشکل داشته باشه. گذشته از اون ترسی که در زبان آموز بوجود میاد از اینکه سوال رو متوجه نشه یا اینکه مورد تمسخر قرار بگیره  از همه چیز میتونه بدتر باشه در این قسمت.

۲- زبان آموز مجبور میشه به جمله حفظ کردن بدون اینکه بدونه چرا داره از اون استفاده میکنه.

اکثر کسانی که زبان میخونند حتی بعد از ۳ ۴ سال زبان خوندن هنوز اشتباه صحبت می کنند و دلیل اصلی اون هم این هست که اصلا نمی دونن که چطور باید حرف بزنن! دلیل هم این هست که همیشه چیزی رو که بهشون یاد داده شده حفظ کردن و میتونن دربارش حرف بزنن ولی اگر یک موقعیت جدید به اونها گفته بشه اون موقع دیگه نمی تونن جمله سازی کنند و یک مرتبه سرعت صحبت کردنشون خیلی خیلی کم میشه.

۳- زبان آموز چون بلد نیست حرف بزنه مجبوره که توی ذهن خودش جمله رو به فارسی بسازه و بعد با جایگذاری کلمات انگلیسی اونها رو به جمله انگلیسی تبدیل کنه

این روش کاملا غلط هست چون اولا زبان آموز فارسی صحبت میکنه با کلمات انگلیسی! دوما من و من خیلی زیادی در مکالمه بوجود میاد بخاطر اینکه دایما باید زبان آموز به فارسی فکر کنه و بعد کلمه انگلیسی رو جایگزین کنه! حالا باید به این نکته توجه کرد که همه زبان آموزان در ایران همین طور زبان رو یاد میگیرند. وقتی این زبان آموزان فارسی زبان با هم صحبت میکنند این اتفاق میفته. زبان آموز اول یک جمله رو میگه که اگر یادتون باشه از فارسی نشات گرفته. زبان آموز دوم این جمله رو میشنوه و اون رو ترجمه میکنه به فارسی تا متوجه بشه زبان آموز اول چی گفته و به موفقیت هم میرسه بخاطر اینکه ترجمه به یک زبان انجام میشه. تحت تاثیر این قضیه زبان آموز فکر میکنه که داره انگلیسی داره صحبت می کنه ولیییییییی همین زبان آموز بعد از ماه ها میره یک کشور انگلیسی زبان مثل آمریکا، کانادا یا استرالیا برای زندگی کردن. این اتفاق میفته:

شخص فارسی زبان صحبت میکنه با روشی که یاد گرفته یعنی فارسی میسازه توی ذهنش و بعد جمله رو به انگلیسی میگه. تفاوت در اینجا شکل میگیره. شخص انگلیسی زبان نمیاد برای درک جمله اون رو به فارسی برگردونه! به هیچ زبانی برنمیگردونه! به انگلیسی باید متوجه بشه ولی چون ساختار انگلیسی نیست متوجه نمیشه و اینجاست که زبان آموز متوجه میشه که زبانی که در ایران یاد گرفته در اون کشور به دردش نمیخوره!

فکر میکنم این جمله رو از خیلی ها شنیدید.

همین شخص بعدا کلاس های زبان شرکت میکنه و در کمتر از ۶ ماه مثل بلبل انگلیسی صحبت میکنه ولی دلیل چه چیزی هست؟

تفکر فارسی!

ما اگر بتونیم تفکر فارسی رو حذف کنیم از مکالمه و درک زبانی خودمون میتونیم مثل یک انگلیسی زبان به انگلیسی صحبت کنیم ولی اگر این اتفاق نیفته تا حدی میتونیم پیشرفت کنیم ولی یک جایی دیگه شروع میکنیم به درجا زدن.

حقیقت امر این هست که ما نمیتونیم زبان مادری خودمون رو از ذهن حذف کنیم. این زبانی هست که ما با اون بزرگ شدیم و جزیی از ما هست. کاری هم که ما انجام میدیم در حقیقت حذف زبان مادری نیست بلکه دور کردن دسترسی ذهن به زبان مادری هست و جایگزینی اون با کاربردهای زبانی.

کاربردها

کاربردها موقعیت هایی هستند که در زندگی روزمره رخ میدن و واقعیت امر این هست که ما توسط همین کاربردها شروع کردیم به مکالمه کردن در زبان مادری خودمون.

برای مثال وقتی رو در نظر بگیرید که خیلی کودک بودید. اون موقع مادرتون پدرتون رو به شما نشون میداد و میگفت؛ بابا یا ده ده. برعکس پدرتون مادرتون رو نشون میداد و میگفت مامان یا ما ما. این قضیه اینقدر تکرار شد تا شما زبان باز کردید و همون صداها رو تکرار کردید و اولین کلمات عمرتون رو گفتید. کم کم این کلمات کنار همدیگه قرار گرفتن و جملات کاربردی رو تشکیل دادن. ما هیچ وقت در اون سن نگفتیم خوب ماما یعنی چی؟

به عبارت دیگه دنبال معادل براش نبودیم. همون طور که بود یاد گرفتیم.

برای اینکه بتونیم زبان انگلیسی رو هم بصورت طبیعی یاد بگیریم باید اون رو بصورت کاملا انگلیسی یاد بگیریم نه اینکه استاد با ما انگلیسی صحبت کنه از همون اول و نه اینکه از همون ابتدا خودمون انگلیسی صحبت کنیم،‌ بلکه باید یاد بگیریم که کلمات رو بصورت کاربردی یاد بگیریم و کاربردهای ساختارها رو هم یاد بگیریم و طبق موقعیت انگلیسی رو مکالمه کنیم.

کاربردهای زبانی سیستم آنالیزی

سیستم آنالیزی کاربردی که توسط بنده طراحی شده از کاربردهای زبانی سیستم ESL استفاده میکنه. این سیستمی هست که در آمریکا و کانادا و انگلستان و استرالیا به زبان آموزان تدریس میشه و اونها رو آماده میکنه برای مکالمه صد در صد طبیعی انگلیسی.

یک کلاس آموزش زبان انگلیسی رو در آمریکا در نظر بگیرید. این کلاس برای مهاجرین گذاشته شده و زبان آموزان از کشورهای مختلف در اون هستند. پس عملا هر کسی در این کلاس حتی استاد به زبانی مختلف صحبت می کنند. پس استاد چطور باید مطالب رو برسونه تا همه اونها یک چیز رو متوجه بشن؟

درست حدس زدید. در این سیستم از کاربردهای زبانی استفاده میشه و زبان آموزان کاربردها رو یاد میگیرن و جایگزینی کلمات رو به همین شکل انجام میدن تا به جمله ای صد در صد انگلیسی برسند که قابل درک برای همه آنها هست.

برای اولین بار در ایران کاری که بنده انجام دادم این هست که این کاربردهای زبانی ESL رو جمع آوری کرده و به اونها اضافه کردم یا ویرایش کردم تا یک سیستم بی نقص از تمامی کاربردها رو برای تدریس داشته باشیم. برعکس سیستم های ESL و EFL تمامی این کاربردها در سیستم آنالیزی بصورت یکجا تدریس میشن و سیستم آنالیزی این قابلیت رو به دانشجوی ما میده تا تمامی اونها رو براحتی از هم تفکیک کنند و تفاوت بین اونها رو در قالب کاربردهای مختلف متوجه بشن و به موقع به درستی استفاده کنند. آنالیز کردن مدوام موقعیت ها در تمرینات و کلاس دقیقا همون کاری هست که یک بچه در زمان بچگی انجام میده. آنالیز کردن باعث میشه که نه تنها زبان آموز درک بالایی از موقعیت ها داشته باشه بلکه باعث این میشه که اشتباهات بسیار کمتری رو داشته باشن در مکالمه و حتی بتونن اشتباهات کسان دیگر رو بگیرن و بدونن که درست اون چی هست!

آنالیز کردن موقعیت های مختلف باعث میشن که زبان آموز موقع صحبت کردن فقط از ساختارهای ساده استفاده نکنه و بسته به نیاز خودش از ساختارهای متنوع استفاده کنند.

ساختارها در زبان فارسی

در زبان فارسی ما از ساختارهای خیلی ساده ای استفاده می کنیم در مکالمه، برای مثال هیچ وقت نمیگیم رفته ام، خورده ام، میگیم رفتم یا خوردم. هیچ وقت نمیگیم خواهم رفت یا خواهم خورد. میگیم میرم یا میخورم.

به همین خاطر زبان آموزی که فارسی فکر کنه هیچ وقت نمیتونه درست انگلیسی رو مکالمه کنه به دلیل اینکه توی ذهن، ما لحن رو تشخیص نمیدیم و فرق بین رفتم و رفتـــــم (رفته ام) رو متوجه نمیشیم. همین طور ساختار های بیشتری هستند که اصلا در زبان فارسی ما وجود ندارند. مثل: Present perfect Continuous، Past perfect continuous، Future in the past، Future continuous، Future perfect و Future perfect continuous

ولی ما به هر حال به هر روش که شده منظور خودمون رو در زبان خودمون میرسونیم ولی وقتی میرسیم به زبان انگلیسی، وجود زبان فارسی در ذهن ما مشکل ساز میشه. شاید شما هم جز اون دسته باشید که فکر کنید که خیلی ساده همیشه صحبت میکنید و فقط از حال ساده و گذشته ساده و آینده ساده استفاده میکنید. اگر این صحت داره پس انگلیسی شما استاندارد نیست و سیستم آنالیزی میتونه بهترین راه برای یادگیری زبان برای شما باشه.

ترم اول دوره آنالیزی

در شش ماهه اول دوره آنالیزی ما با بیش از ۱۰۰ کاربرد زبانی آشنا میشیم و به جزییات اونها می پردازیم. در ۸ جلسه اول صرفا کاربردهای مختلف رو با هم کار میکنیم و با تمرین زیاد آنالیز کردن رو یاد میگیریم تا خودمون رو آماده کنیم برای مکالمه. این تمرین ها بصورت خیلی جزیی در کلاس آنالیز میشن و کار میشن و ذهن زبان آموز کم کم با کاربردها آشنا میشه. بعد از جلسه هشتم تکنیکی با زبان آموز کار میشه تا مکالمه به کلاس راه پیدا کنه و زبان آموزان بتونن از آموخته های خودشون در کلاس استفاده کنند. این قسمت به زبان آموز اجازه میده تا بین ۲ تا ۵ دقیقه با تنوع بی نظیری مکالمه داشته باشه و تکرار این کار باعث بوجود آمدن اعتماد بنفس و صحت مکالمه در زبان آموز خواهد شد. در دوره های بعدی این دوره تکمیل میشن و زبان آموز رو به سوی بهترین مکالمه ممکن سوق میدن.

 

روش تدریس استاد عطایی
5 (100%) 2 votes

دیدگاه های شما

One Response

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مایلید عضو باشگاه مشتریان عطایی آنلاین بشید؟

در این صورت تمامی اخبار جدید درباره کلاسها، محصولات آموزشی، تخفیف های ویژه و … رو قبل از همه در گوشی تلفن خودتون دریافت خواهید کرد.